«شنل قرمزی» (Little Red Riding Hood) یکی از مشهورترین افسانه های فولکلور اروپایی است که ریشه در قصههای عامیانه قرون وسطی دارد. این داستان در طول تاریخ توسط نویسندگان مختلفی از جمله شارل پرو (فرانسوی، قرن ۱۷) و برادران گریم (آلمانی، قرن ۱۹) بازنویسی و ثبت شده است. داستان شنل قرمزی به عنوان نمادی جهانی از هشدار دربارهٔ خطرات ناشناخته، فریبکاری و اهمیت احتیاط در مواجهه با غریبه ها شناخته میشود.
خلاصه داستان کتاب شنل قرمزی
دخترکی به خاطر شنل قرمز رنگی که همیشه میپوشد، به «شنل قرمزی» معروف است. مادرش از او میخواهد تا سبدی از غذاها را برای مادربزرگ بیمارش ببرد و به او هشدار میدهد: «از مسیر اصلی جنگل خارج نشو و با غریبه ها صحبت نکن!». اما شنل قرمزی در راه با گرگی حیلهگر آشنا میشود که با چربزبانی او را فریب میدهد تا مسیرش را تغییر دهد. گرگ با سرعت به کلبه مادربزرگ میرود، او را میبلعد و خود را به جای او جا میزند. وقتی شنل قرمزی به کلبه میرسد، متوجه چیزهای عجیبی در ظاهر «مادربزرگ» میشود و…
دیدگاه خود را بنویسید