کتاب داستان‎های شاهنامه | قطع رحلی، مصور

دکتر محسن دلیر، محمد جواد گلشنی 🔸 انتشارات یوشیتا، کودکیار

از {{model.count}}
تعداد
نوع
ویژگی‌های محصول
  • نویسنده: دکتر محسن دلیر، محمد جواد گلشنی
  • تصویرگر: احسان سلیمانی، محمد باران دوست
  • قطع / نوع جلد: رحلی / شومیز
  • تعداد صفحات: 96 صفحه مصور
  • ناشر: یوشیتا، کودکیار
  • موضوع: داستان - مجموعه داستان ادبیات کهن
  • نوع کاغذ / نوع چاپ: تحریر / تمام رنگی
  • مناسب برای گروه سنی | Reading age: کودک نوجوان
  • کیفیت محصول | Grade level: +A
تعداد
نوع
تعداد
نوع
فروشنده فروشنده: دیجی کتاب
فروشنده ضمانت اصالت و سلامت فیزیکی کالا

ناموجود
  • {{value}}
🔔 تاریخ ارسال: از 17 فرودین 1404 🔴
کمی صبر کنید...

شاهنامۀ فردوسی، ماندگارترین و تأثیر گذارترین اثر داستانی در ادبیات‌فارسی است که هزاران سال همچون نگینی بر فرهنگ ایران درخشیده و با گذشت این مدت زمان طولانی، هنوز طراوت و زیبایی خود را از دست نداده است. اندوهبار این است که گذر روزگار و تغییرات پدیدآمده در زبان، نسل نو را از این گنجینۀ گران‌بها دور و ایشان را از این خوراک فکری پرسود محروم ساخته است. کتاب «داستان‌های شاهنامه» شامل داستان‌های مشهور شاهنامه فردوسی است که با بازنویسی دکتر محسن دلیر، محمد جواد گلشنی برای نوجوانان و جوانان تهیه و تدوین شده است. این کتاب در قالب تصاویر گرافیگی زیبا  تلاش دارد تا مفاهیم و پیام‌های زندگی از داستان‌های شاهنامه را به صورت قابل‌فهم و جذاب برای نسل جدید منتقل کند.

🔸 بخش هایی از متن کتاب 🔸

رستم با شنیدن صحبت‌های سهراب، در جا خشکش زد و خنجر از دستش افتاد. احساس می‌کرد تمام دنیا دور سرش می‌چرخد و سرش گیج می‌رود.

چو بشنید رستم سرش خیره گشت                                           جهان پیش چشم اندرش تیره گشت

با نگرانی از سهراب پرسید: «آیا نشانی از رستم داری که ثابت کند پدر توست؟»

پرسید زان پس که آمد به هوش                                           بدو گفت با ناله و با خـــــــــــروش

که اکنون چه داری ز رستم نشان                                           که کم باد نامش ز گــــردنکشان

سهراب با زحمت و بریده بریده پاسخ داد: «اگر تو رستم هستی، بدان که پسرت را کشته‌ای! من از اول نسبت به تو احساس علاقه و محبت داشتم و چندین بار تلاش کردم که خودم را معرفی کنم، ولی سرنوشت این‌طور بود که به دست تو کشته شوم. اگر مدرک می‌خواهی، آستین مرا بشکاف و در بازوی من نشان فرزندی مرا پیدا خواهی کرد.»

کنون بند بگشــــــــای از جوشــــنم                                           برهـــــنه نگه کــــــن تن روشـــــــــــنم

رستم با نوکِ تیز خنجرش، آستین سهراب را پاره کرد و به محض اینکه چشمش به آن بازوبند و مهره‌ای افتاد که به همسرش داده بود، محکم بر سرش کوبید و سر سهراب را در بغل گرفت و شروع به گریه و زاری کرد.

چو بگشاد خفتان و آن مهره دید                                           همه جامه بر خویشـــــــتن بردرید

همی گفت کای کشته بر دست من                                           دلیر و ســــــــتوده به هر انجـــــــمن

همی ریخت خون و همی کند موی                                           سرش پر ز خاک و پر از آب روی

سرداران ایران که احساس کردند وضع رستم غیر عادی است و هر دو پهلوان روی زمین افتاده‌اند، نزدیک رفتند و متوجه ماجرا شدند.

ز لشــــــکر بیامد هشیوار بیســـت                                           که تا اندر آوردگه کار چیســــــــت

رستم یکی از سرداران را پیش کیکاووس فرستاد تا نوش‌دارو را که درمان هر دردی است، بگیرد و برای سهراب بیاورد، ولی کیکاووس از دادن نوش‌دارو خودداری کرد. رستم خودش به اردوگاه رفت و نوش‌دارو را به دست آورد؛ اما زمانی که بالای سر سهراب رسید، دیر شده بود و سهراب مرده بود و دیگر کاری از دستش برنمی‌آمد. هر دو لشکر، بعد از فهمیدن داستان سهراب و رستم غمگین شدند و کار به صلح کشید و خاندان رستم و مردم ایران، مدت‌ها عزادار و غمگین مرگ آن جوان، سهراب پهلوان بودند.

کتاب های پیشنهادی

نویسنده
دکتر محسن دلیر، محمد جواد گلشنی
تصویرگر
احسان سلیمانی، محمد باران دوست
قطع / نوع جلد
رحلی / شومیز
تعداد صفحات
96 صفحه
مصور
ناشر
یوشیتا، کودکیار
موضوع
داستان - مجموعه داستان
ادبیات کهن
نوع کاغذ / نوع چاپ
تحریر / تمام رنگی
مناسب برای گروه سنی | Reading age
کودک نوجوان
کیفیت محصول | Grade level
+A

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...
اشتراک‌گذاری
این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید!