توکار چوک در زمان ضیافت اشباح نه تنها دست به تسویه حسابی فمینیستی با افلاطون و مان می زند.بلکه میگوید آثار این دو نقاط عطف نمادینی است. که با فاصله بیش از دو هزار سال از یکدیگر، پیروزی بی چند و چون مردانگی را در مدیریت فکری جهان نشان میدهد. او حمله به کلیشه های دو هزار ساله این آثار را بهانه ای میکند برای پرداختن به مشکلات امروزی درباره جنسیت، خاصه مشکلات برآمده از تفکیک های ناعادلانه دو جنس که منجر به طرد و تحقیر هر چیزی می شود که مردانه نیست.با این همه ضیافت اشباح به هیچ وجه مردستیز نیست، همچنان که افلاطون و مان زن ستیز نبودند.هر دوی اینها و بسیاری دیگر که در جای جای رمان به نقل قول هایی از آثارشان برمی خوریم - برای توکار چوک بسیار مهم اند. چون مسئله تفاوت بین دو جنس برای تک تک این نویسندگان کلاسیک چه باستانی و چه مدرن از بنیان های وجود انسان است و در نتیجه تفاوتهای جنسیتی انسان در سامان دهی جهانی که در آن زندگی میکنیم، عاملی تعیین کننده اند.
دیدگاه خود را بنویسید