کتاب موشها و آدمها (Of Mice and Men) رمان کوتاهی از جان استاینبک، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات چاپ ۱۹۳۷ است. داستان سرگذشت غمانگیز دو کارگر مهاجر، جُرج میلتون و لِنی اسمال است که در رکود بزرگ آن روزگار در کالیفرنیا به دنبال یافتن کار به هر سمت و سویی روانه میشوند و در فکر دست و پا کردن مزرعهای برای خودشان هستند. جان استاینبک به بهانهٔ معرفی این دو شخصیت تصویری روشن از زندگی کارگران فصلی و پارهوقت در مزارع و کشتزارها در دههٔ ۱۹۳۰ آمریکا به دست میدهد، تصویری که در عین شفافیت در تودهای از کسالت و غبار فرورفته است. این کتاب توسط دکتر فرزام حبیبی اصفهانی به زیبایی ترجمه شده است و طرف دیجی کتاب به شما پیشنهاد می شود .
معرفی اجمالی کتاب «موشها و آدمها» اثر جان اشتاینبک
عنوان اصلی: Of Mice and Men
انتشار: ۱۹۳۷
ژانر: رمان کوتاه (نوولا) • درام • تراژدی
درباره کتاب:
«موشها و آدمها» یکی از مشهورترین آثار جان اشتاینبک، نویسندهٔ برندهٔ جایزه نوبل ادبیات (۱۹۶۲)، است که روایتگر دوستی عمیق و غمانگیز دو کارگر مهاجر در دوران رکود بزرگ آمریکا (دهه ۱۹۳۰) است. این رمان کوتاه با نثری ساده و قدرتمند، به مسائلی همچون تنهایی، رویاهای بربادرفته، و ناملایمات زندگی انسانهای حاشیهای میپردازد.
خلاصه داستان:
جرج میلتون و لنی اسمال، دو دوست با شخصیتهایی کاملاً متضاد، برای کار در مزارع کالیفرنیا از جایی به جای دیگر سفر میکنند:
- جرج: باهوش اما بیسواد، مسئول مراقبت از لنی است.
- لنی: فردی با ذهنی کودکانه و جسمی قدرتمند که عاشق لمس چیزهای نرم است، اما به دلیل ناتوانی در کنترل قدرت خود، ناخواسته دردسر میآفریند.
رویای آنها خرید یک قطعه زمین و زندگی مستقل است، اما شرایط سخت، پیشداوریهای اجتماعی و سرنوشت بیرحم، مسیرشان را به سمت فاجعه ای غیرقابل اجتناب هدایت میکند.
درونمایههای اصلی:
۱. تنهایی و دوستی: شخصیتهای داستان، از کارگران گرفته تا زنِ تنها در مزرعه، همگی با احساس انزوا دستوپنجه نرم میکنند.
۲. رویای آمریکایی: آرزوی مالکیت زمین و استقلال، نمادی از امید و одновременно ناتوانی در برابر واقعیتهای خشن است.
۳. قدرت و آسیبپذیری: تضاد بین قدرت فیزیکی لنی و آسیبپذیری ذهنی او، و همچنین نابرابریهای اجتماعی در جامعهٔ آن زمان.
۴. تراژدی تقدیر: اشتاینبک با الهام از شعری از رابرت برنز (شاعر اسکاتلندی)، عنوان کتاب را انتخاب کرده است: «نقشه های موشها و آدمها / اغلب به بیراهه میروند.»
سبک و ساختار:
- روایت خطی و متمرکز با چهار فصل کوتاه که بر شدت احساسات و تعلیق میافزاید.
- توصیفهای واقعگرایانه و دیالوگ های زنده که شخصیتها را ملموس و انسانی نشان میدهد.
- پایانبندی تلخ و فراموش نشدنی که خواننده را با پرسشهای اخلاقی و عاطفی رها میکند.
چرا باید خواند؟
- انسانیت در برابر بیرحمی: نگاه عمیق اشتاینبک به روحیهٔ آسیبپذیر انسانها در شرایط سخت.
- نقد اجتماعی: نمایش بیعدالتیهای طبقاتی و تبعیض علیه افراد معلول یا اقلیتها.
- تأثیر ادبی: این کتاب بهعنوان یکی از کلاسیکهای ادبیات آمریکا، در مدارس و دانشگاهها تدریس میشود و چندین بار به فیلم و تئاتر адаپته شده است.
«موشها و آدمها» نه فقط یک داستان، بلکه آیینه ای است از آرزوها و شکستهای بشری که حتی پس از دهه ها، تازه و تأثیرگذار باقی مانده است.
بخش هایی از متن کتاب
آدمایی که مث ما تو مزرعه کار می کنند، تنها ترین آدمای دنیان. قوم و خویش ندارن. مال هیچ دیاری نیستن. می رن تو مزرعه، یه پولی می سازن، بعد هم می رن تو شهر به بادش می دن. بعدش هم هنوز هیچی نشده دمشونو می زارن رو کولشون و می رن یه مزرعه ی دیگه. هیچ وقت هم هیچ امیدی ندارن.
«گفتم خیال کن ژرژ امشب رفت شهر و تو دیگه خبری ازش نشنیدی.» کروکس لحنی ظفرآلود به خود گرفته بود. تکرار کرد: «همین.خیالشو بکن.» لنی فریاد زد: «چطور نیاد؟ ژرژ همچین کاری نمی کنه. من خیلی وقته با ژرژم. همین امشب برمی گرده.» اما این شک و تردید بیش از طاقت او بود: «خیالت می رسه که نمیاد؟» چهره ی کروکس از شکنجه دادن لنی، شادمان شده بود. به آرامی گفت: «کسی چه می دونه دیگران چیکار می کنن. فرض کن اون می خواد بیاد اما نمی تونه. خیال کن که کشته می شه یا زخم می خوره. نمی تونه بیاد.» لنی می کوشید بفهمد. تکرار کرد: «ژرژ همچی کاری نمی کنه. زخمی نمی شه. هیچوقت زخمی نمی شه، چون که مواظبه.»
برکه سبز عمیق رود سالیناس هنوز اواخر بعدازظهر را می گذراند. اکنون دیگر خورشید دره را ترک گفته بود تا ستیغ تند کوهستان گابیلان را در پیش گیرد و بالا رود. نوک تپه ها از آفتاب در حال غروب به سرخی می گرایید، اما در کنار برکه میان چنارهای پلیسه دار، سایبانی دل نشین پدید آمده بود.
دیدگاه خود را بنویسید